با سلام
اینهم یک شعر عربی که چندی پیش نوشتم البته اگر دوستان نظر بدن و کمک کنند ممنون میشم .
عجیب انا الدرع مکتوب قدری
حرت بین الحقیقه و بین امری
یدگنی و یتعب السیف من الاجیه
ولاهمنی الدگاگ و ضیم دهری
شفته و ذاب گلبی بین الاضلوع
ءبسهم رمش العلیه ءیموت صبری؟
بعد لا لیل لیلی و لانهاری
مظلمه الدنیا چن نایم ابگبری
یلومون الدرع لو لینه الدگ
وانا ءبسهم الرمش ءنصاب؟ فگری
حمل جسمی و حمل هجمات صعبه
هجم جیش الملامه و کسر ظهری

اينجاست كه خاكش اعتبارست به مولا
مرهم به دل و جان و قرارست به مولا
يادآور تشنگي و صبراست و جهاداست
نقشي ز بهشت و ماسه زارست به مولا
هفتاد و دو نخل سر بلندي كه ثمرشان
كابوس شب اهل ضرارست به مولا
رسواي لب تشنه اصغر شده اين خاك
مبهوت لبان مشكدارست به مولا
يك دم به طواف كربلا گر برسم من
هفتاد طواف كعبه وارست به مولا

مرد سختي ها كجائي
از براي دفن حسينت
از چه رو نمي آئي ؟
برخيز و بنگر علي جان كربلا را
دشت پر خون پر شهيد و پر بلا را
تو كه مشهوري به ياري غريبان
تو كه معروفي به دستگيري ضعيفان
اين حسين توست كه در خونش نشسته
قطعه قطعه گشته از جور لعينان
ادامه مطلب...

يارب مددي كه بي نوائيم
محتاج عطاي كبريائيم
هردم بخدا لحظه به لحظه
ما منتظر منتقم خون خدائيم
